کاربرد شناخت مزاج و چهرهشناسی
کاربرد شناخت مزاج و چهرهشناسی
چکیده
مهمترین رسالت و وظایف مربیان پرورشی، تعلیم و تربیت یکسان دانشآموزان و متعلمین است، اما از آنجا که همه متعلمین خصوصیات یکسانی ندارند لازم است مربیان پرورشی با مفهوم مزاج و چهرهشناسی آشنایی داشته باشند، لذا نگارنده در پژوهش حاضر با روش تلفیقی (توصیفی – تحلیلی و آماری) کاربرد شناخت مزاج و چهرهشناسی برای معاونین پرورشی از دیدگاه طب اسلامی و سنتی را مورد بحث و بررسی قرار داده و نتایج تحقیق بیانگر آن است که: رابطه مزاجشناسی و تعلیم و تربیت یک رابطه دوسویه است، از طرفی هم از منظر طب سنتی و اسلامی مزاج هر فرد بر ویژگیهای اخلاقی رفتاری و استعدادها و تواناییها و علایق فرد تأثیرگذار است که در تعلیم و تربیت باید این مسئله مهم درنظر گرفته شود. با این توضیح هر مزاجی قابلیتهای ویژهای دارد که آگاهی معاونین پرورشی از این نوع قابلیتها موجب میشود با توجه به ویژگیهای مزاج هر یک از دانشآموزان، معاونین پرورشی رفتارهای مناسب تربیتی اتخاذ نمایند. در مجموع میتوان گفت معاونین پرورشی میبایست با مزاجهای مختلف دانشآموزان آشنا باشند تا بتوانند تعلیم و تربیت را در جهت درست بکارگیرند. مربیان پرورشی به وسیله آگاهی از مزاج متعلمین میتوانند ویژگیهای اخلاقی رفتاری منفی دانشآموزان را اصلاح نموده و ویژگیهای مثبت آنان را تقویت نمایند.
واژگان کلیدی: شناخت، مزاج، چهرهشناسی، معاونین پرورشی، طب اسلامی، طب سنتی
1. مقدمه
مزاج شناسی یکی از علومی است که از دیرزمان مورد توجه عام و خاص بوده است، همه انسان ها صرف نظر از میزان سواد و رشته تحصیلی و گرایش اجتماعی نسبت به مفاهیم مزاج شناسی واقف بوده و هرکدام به تناسب میزان فهمی که از آن داشتند در تمامی شئون زندگی از این علم بهره می بردند. تمامی کارشناسان رشته های مختلف علوم اجتماعی، صنعتی، معماری و کشاورزی و طب و نجوم و تعلیم و تربیت و علوم سیاسی نیز بطور کامل از این علم در موضوعات مورد بحث خود استفاده میکردند و ساختار نظام علمی خود را بر مبنای مزاج شناسی استوار میساختند. از این رو هیچگاه جهت گیری های علمی، جهتی مخالف نظام هستی پیدا نمی کرد و رودرروی قانونمندی های حاکم بر نظام طبیعت قرار نمی گرفت. از زمانی که با ورود علوم جزءنگر غربی فرهنگ و تمدن شرقی تحت تاثیر قرار گرفت و ساختار کلان حاکم بر فرهنگ خویش را از دست داد، این علم نیز به انزوا کشیده شد و از صحنه کاربرد زندگی حذف گردید. به هم ریختگی، بی نظمی، تکرار، دوباره کاری تفکرات و اندیشههای ضدّ و نقیض و نابسامانی شدیدی در طراحی نظام زیست پدید آمد که موجب گردید تلاش متفکران و اندیشمندان علوم مختلف جهتی مخالف نظام کلان حاکم بر طبیعت پیدا کند، در نتیجه قوانین و قواعد علمی وضع شده توسط آنان همه روزه نیازمند تغییر گردد (خیراندیش 1389، ص 7) انسان هم به عنوان جزئی از نظام هستی از قوانین عالم خلقت مستثنی نیست و مانند همه مخلوقات دارای طبیعت و مزاج می باشد. مزاج، از عوامل مهمی است که سبب تفاوت انسان ها با یکدیگر می شود. مزاج هر فرد که برگرفته از خصوصیات جسمی اوست، بر استعدادها، علایق، روحیات و رفتار او تاثیرگذار است؛ به گونه ای که اگر مزاج های مختلف را بشناسیم، می توانیم علت بسیاری از رفتارها و ویژگی های مثبت یا منفی را در افراد مختلف دریابیم.لازمه رسیدن انسان به جایگاه خلیفه الهی که آخرین حدّ کمال و رشد او می باشد، توجه به همه جنبه ها و عوامل موثر در تعلیم و تربیت می باشد و لذا در این زمینه تحقیق و شناخت رفتارهای مزاجی و جایگاه آن در تعلیم و تربیت از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین به نظر می رسد طرح و احیای دوباره مبحث مزاج شناسی با توجه به اهمیت و کاربرد مفید آن در امر تعلیم و تربیت لازم است. آگاهی از مبحث مزاج شناسی و دانستن خصوصیات اخلاقی افراد می تواند بر فرایند تعلیم و تربیت تاثیر بسیاری بگذارد و چنانچه معلم یا مربی مزاج دانش آموزان یا متربیان را بشناسد، می تواند استعدادهای گوناگون آنها را شناخته و آنان را در جهت علایق و استعدادهایشان تربیت کند و نیز خواهد دانست که چگونه با هریک از آنها متناسب با خصوصیاتشان رفتار نماید؛ چرا که این مسئله یکی از معضلات امروزِ نظام آموزش و پرورش ما می باشد؛ زیرا بسیار پیش آمده است که معلم یا مربی بدلیل عدم شناخت از مزاج، از همه متربیان در همه زمینه ها انتظارات یکسانی داشته وآنان را با یکدیگر مقایسه کرده است و این ضربه ای برای رشد و کمال متربیان با توجه به استعدادها و توانایی های مختلف آنان است.
مربیان باید واقف باشند که مزاج ممکن است به عنوان عاملی مهم در طلب یااجتناب از فعالیت های خاصی تاثیر بگذارد. (Teglasi, 2004, p 9) همانطور که مربیان ظرفیت های شناختی متربیان را درک می کنند، باید ویژگی های مزاجی و شخصیتی آنان را هم بدانند و متوجه باشند. به این معنا که برنامه های آموزشی مربیان برای محیط های آموزشی، باید اطلاعات مزاجی متربیان و تحول آنان و ارتباط این دو با کلاس درس را شامل شود. (Rothbart,Mary K and Jones,Laura, 1998, p 489)
با توجه به مطالب مذکور، نگارنده در تحقیق حاضر درصدد تبیین «کاربرد شناخت مزاج و چهرهشناسی برای معاونین پرورشی از دیدگاه طب اسلامی و سنتی» است. برای اثبات این مسئله که شناخت مزاج کاربرد بسیار زیادی در کار معاونین پرورشی دارد، سؤالاتی با عناوین:
1- نقش مزاج در خصوصیات اخلاقی افراد از دیدگاه طب اسلامی و سنتی چیست؟
2- نقش خصلتهای مزاجی افراد در فرآیند تعلیم و تربتی چیست؟
3- کاربرد مزاج شناسی در تعلیم و تربیت چیست؟
4- آیا یک الگوی تربیتی و آموزشی ثابت بر همه مزاجها اثر یکسانی دارد؟
5- آگاهی از ویژگیهای هر مزاج در متربیان، چه تاثیری در نوع برخوردها و انتظارات مربیان پرورشی دارد؟
طراحی نموده، برای پاسخ به این سؤالات هم از مصاحبه و هم از روش توصیفی – تحلیلی (کتابخانهای) استفاده خواهد شد و با پاسخ به این سوالات به چگونگی کاربرد مزاجشناسی در رسالت معاونین پرورشی میپردازیم، هرچند درخصوص کاربرد مزاج در امر تعلیم و تربیت تحقیقهای گوناگونی مانند:
– خیراندیش، حسین و همکاران، مقاله: «تبیین نقش مزاج در تعلیم و تربیت با تاکید بر تربیت اخلاقی از دیدگاه حکمای اسلامی و صاحبنظران طب سنتی ایران»
– شعبانی، روحاله، مقاله «نقش مزاج، در تعلیم وتربیت دانش آموزان»
– عاشوری، هدی، مقاله «بررسی اثربخشی مزاجهای چهارگانه بر سلامت روان دانشجویان»
انجام شده است، ولی هیچکدام از آنها به کاربرد مزاجشناسی در خصوص وظایف معاونین پرورشی اشارهای نداشتهاند در صورتی که تحقیق حاضر ضمن اثبات رابطه مزاج و تربیت به کاربرد این نوع شناخت در وظایف و رسالت معاونین پرورشی میپردازد که از این لحاظ نسبت بدانها جنبه امتیاز و نوآوری دارد.
2. مفهومشناسی مزاج و چهرهشناسی
مزاج در لغت از ریشه مزج به معنای آمیختن (ابن منظور، 1414 ه.ق، ج 2 ، ص 36) و مصدر میمی است که جمع آن امزاج و امزجه می باشد و در اصطلاح طب عبارت است از کیفیتی که از واکنش متقابل اجزای ریز مواد متضاد[1] که عناصر اربعه[2] هستند به وجود می آید (ابن سینا، 1387، ص 12) و حالتهای فعالیت کل بدن از حیث سلامت و بیماری به آن مربوط میشود. (هروی، 1387، ص 347).
تقسیم مزاج در آثار اطبا و حکمای مسلمان با اندکی اختلاف از نظر اصطلاح و کاربرد معانی صورت گرفته است. به اعتبار تقسیمات عقلی مزاج به دو د سته معتدل و نامعتدل تقسیم شده و هر کدام در دو شاخه حقیقی و فر ضی رتبهبندی میشوند. (چغمینی، 1386، ص 54)
بر این اساس چهار گروه مزاجی خواهیم داشت که از آن میان دو گروه مزاجی معتدل و نامعتدل حقیقی به جهت عدم تحقق در خارج منتفی و از دایره بحث خارج است. (شاه ارزانی، 1387، ص 15؛ عقیلی خراسانی، 1385، ج1، ص 41) و تنها در دو مزاج معتدل فرضی و نامعتدل فرضی در دامنه بحث و تقسیمات بعدی قرار میگیرند.
مفهوم اعتدال مزاج در اصطلاح علم طب و علوم طبیعی ناظر به معتدل حقیقی به معنای تساوی مطلق در کیفیات نیست، بلکه منظور همان معتدل فرضی است که خارج از اعتدال حقیقی میباشد. حکیم ابوعلی سینا میگوید:
«آنچه در اصطلاح علم طب در اعتدال و خروج از آن معتبر است نه معتدل حقیقی اسوووت و نه نامعتدل حقیقی، بلکه طبیب باید از دانشمند طبیعی (فیلسوف) بپذیرد که اعتدال به این معنا (تساوی مطلق در کیفیات) اصلاً وجود خارجی ندارد، چه رسد به اینکه مزاج انسان یا عضوی از بدن او باشد و باید بداند که واژه «معتدل» در استعمال طبیبان، مشتق از تعادل (عِدل) به معنای توازن و تساوی مطلق نمیباشد، بلکه در اصطلاح ایشان از عَدل در تقسیم مشتق است و آن بهرهبری کامل آمیزه از عناصر به لحاظ کیفی و کمی است. و آن بهرهای که به اعتبار اعدلیت در تقسیم و نسبت در مزاج انسان لایق است …» (ابن سینا، 1386، ص 303)
مزاج معتدل فرضی که شایستهترین امزجه برای انسان است دارای چهار وجه نوعی، شخصی و صنفی میباشد. (ابن سینا، 1386، ص 305) که چون هر کدام در دو اعتبار فرض میشود – یکی نظر به خارج خود و دیگری نظر به داخل خود – لهذا اطبا آن را هشت وجه دانستهاند که چهار وجه آن بسیط و چهار وجه دیگر آن مرکب میباشد. (ابن هندو، 1368، ص 107؛ ابن سینا، 1386، ص 303) اسماعیل بن حسن جرجانی طبیب نامدار سدههای 5 و 6 هجری قمری میگوید:
«این مزاج بر چند وجه است یا اینست که جسم بسیط گرم جسم سرد را به همان مقدار گرم میکند که جسم سرد جسم گرد را سرد میکند تا حالتی حادث شود که واسطه میان شدت سردی و گرمی باشد و همچنین میان شدت تری و خشکی و این قسم امتزاج را معتدل مطلق میگویند (معتدل مطلق در خارج وجود ندارد) اما اگر اعتدال فقط میان گرمی و سردی باشد و میان تری و خشکی نباشد، بلکه تری غالب باشد آن را مزاج تر میگویند یا اگر خشکی غالب باشد آن را مزاج خشک مینامند و اگر امر معکوس باشد و اعتدال میان گرمی و سردی نبوده، بلکه میان خشکی و تری باشد، یعنی گرمی یا سردی غالب باشد مزاج را گرم یا سرد میگویند و این مزاجها از اعتدال مطلق خارج است و در آنها فعل و انفعال چنین واقع شده که یکی از دو طرف متضاد غالب گردیده و دو طرف دیگر اعتدال یافته است. در مقابل این چهار قسم مزاج بسیط چهار قسم دیگر هست که مرکب است و آن اینست که اعتدال میان دو طرف متضاد نباشد، بلکه چنان استقرار یافته باشد که دو غلبه در کار باشدد یعنى هم گرمى باشد و هم خشکى یا هم سردى باشد و هم خشکى یا هم گرمى باشد و ترى یا هم سردى باشد و ترى». (جرجانی، 1383، ص 40)
با توجه به مطالب مذکور میتوان گفت که منظور از مزاجشناسی در تحقیق حاضر درک مزاج هر شخص با استفاده از قواعد طب سنتی واسلامی است که به چهارنوع مزاج دموی، صفراوی، بلغمی و سوداوی قابل تقسیم است.
3. روش پژوهش
روش پژوهش فرآیندی است که طی آن پژوهشگر مجموعه ای از فعالیت ها و اقدامات را برای رسیدن به هدف یا اهداف خاص یعنی پاسخگویی به سوالات مورد نظر خود به انجام میرساند. روش پژوهش در این تحقیق، روشی تلفیقی بوده که در آن از دو روش تحلیل اسنادی و روش مصاحبه پژوهی کیفی استفاده شده است. در پاسخ به سوال اول و دوم تحقیق، ضمن پژوهش کتابخانه ای شامل مطالعه و بررسی اسناد و مدارک موجوداز جمله کتاب ها، سایت ها و پژوهش ها، داده های مرتبط مورد تحلیل اسنادی قرار گرفته است، همچنین در پاسخ به سوالات سوم، چهارم و پنجم تحقیق، به دلیل محدودیت منابع و پراکندگی آن، داده های پژوهش به روش مصاحبه نیمه ساختارمند از سخنان صاحبنظران گردآوری و مورد تجزیه و تحلیل کیفی قرار گرفته اند.
4. جامعه و نمونه تحقیق
پژوهش حاضر در پاسخ به سوال اول و دوم تحقیق از نوع متنی و شامل منابع دست اول و دست دوم از منابع غنی تربیتی و طب سنتی نوشتاری شامل کتاب ها و تحقیقات موجود و غیرنوشتاری شامل سایت ها بوده است. جامعه آماری در پاسخ به پرسش سوم، چهارم و پنجم تحقیق، متشکل از صاحبنظران دو حوزه علوم تربیتی و طب سنتی ایرانی شامل اساتید، دانشجویان و پژوهشگران میباشد.
از آنجا که پژوهش در بخش اعظم خود به شیوه «مصاحبه پژوهی» انجام شده است، در آن بخش روش نمونه گیری هدفمند بوده است؛ این روش برخلاف تحقیقات کمّی تصادفی نمیباشد، بلکه با توجه به سوالات تحقیق روش هدفمندی برای انتخاب نمونه مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین معیار توقف نمونه گیری، تکراری شدن داده ها یعنی اشباع اطلاعات بوده است؛ به این معنی که زمانی که اطلاعات تازه ای به طبقه بندی داده ها اضافه نشده است نمونه گیری متوقف شده است. بر این اساس، تعداد 30 نفر[3] از اعضای هیئت علمی دکترای تخصصی طب سنتی، دانشجویان مقطع دکترای تخصصی رشته طب سنتی ایرانی و پژوهشگران این حوزه و نیز اعضای هیئت علمی دکترای علوم تربیتی به صورت کیفی مورد مصاحبه قرار گرفته اند که از این تعداد 27 نفر صاحبنظر در طب اسلامی و سنتی و 3 نفر صاحبنظر در علوم تربیتی بوده اند.
5. ابزار و شیوه گردآوری دادهها
ابزار جمع آوری داده ها در پاسخ به سوال اول و دوم تحقیق «فیش» بوده و جهت پاسخگویی به سوالات سوم، چهارم و پنجم پژوهش، از ابزار «مصاحبه» استفاده شده است. مصاحبه به صورت نیمه ساختارمند بوده است؛ بدین معنا که در این نوع مصاحبه، یک مبنا و دستورالعمل کلی مدّنظر پژوهش قرار داشته که پرسش های مصاحبه بر آن مبنا طرح شده اند، اما سعی محقق بر این بوده است که مصاحبه شوندگان آن طور که مایلند پاسخ دهند؛ بنابراین سوالات با همان نظم و ترتیب و مطابق همان جمله بندی هایی که یادداشت شده بود مورد بررسی قرار نگرفته است تا اگر نکات تازه ای مرتبط با موضوع در ذهن مصاحبه شوندگان هست، مطرح شود؛ ضمن این که محقق تلاش داشته تا رشته کلام از اهداف و سوالات پژوهش منحرف نشود و گفتگو در مسیر اصلی خود حفظ گردد. پس از مصاحبه، آن تعداد یافته هایی که مهم و برجسته بوده اند و بیش از دیگر یافته ها در ارتباط با موضوع به محقق کمک کرده اند، مورد تجزیه و تحلیل واقع شده اند. قابل ذکر است که مدت مصاحبه از 15 دقیقه تا 90 دقیقه متغیر بوده که طی چندین جلسه انجام گرفته است.
6. شیوه انجام و مراحل تحقیق
تجزیه و تحلیل داده ها در بخش مصاحبه به شیوه تحلیل محتوای کیفی بوده است. تحلیل محتوای کیفی روشی مناسب برای بدست آوردن نتایج معتبر از داده های حاصل از مصاحبه است که به منظور تولید علم، ایده نو، ارائه حقایق و راهنمایی موثر برای نحوه عملکرد است که هدف آن فشرده کردن توصیف وسیع یک پدیده در عین درنظر داشتن ابعاد مختلف آن است.
واحد تحلیل در این بخش، کلّ مصاحبه بوده است. ابتدا مصاحبه ها به وسیله MP3 Player ضبط شد، در مرحله بعد داده های حاصل از مصاحبه ها پیاده سازی و تایپ گردید. مرحله بعدی به یافتن کدها و دسته بندی، مقوله بندی و طبقه بندی آنها ا ختصاص یافت. کدگذاری ها براساس فهم محقق بوده است. دستنویسها بارها مطالعه و مورد بررسی قرار گرفت و به این ترتیب واحدهای معنایی مبتنی بر اظهارات مصاحبه شوندگان در قالب ابعاد و مولفه ها شکل گرفت. همچنین در پژوهش حاضر تا حدّ ممکن از شاخص های آمار توصیفی مانند محاسبه فراوانی در طبقه بندی اطلاعات جمع آوری شده از مصاحبه مورد استفاده قرار گرفته است.
7. اقسام مزاج معتدل عرفی
شخصیت انسان در پرتو عوامل چندي شکل می گیرد. آثار وراثت، غرایز و طبایعی که هنگام تولد در وي نهفته است، عناصر شخصیت انسان را شکل می دهد. با این حال، تغییرپذیري و تحول شخصیت و تربیت انسان، به عوامل گوناگونی وابسته است. (بصری، بیتا، ج2، ص 94) بدون تردید، درك و فهم دانش آموزان و متربیان متفاوت است. ملاحظهي تفاوتهاي افراد و توجه به میزان دریافت آنان از مطالب و همسطح شدن و همزبان شدن با آنان از اصول مسلّم تعلیم و تربیت است. (طوسی، 1326، ص 283)
آدمیان از جهت استعداد وآمادگی ذهنی و تواناییها و نیز علایق شخصی در زمینهي یادگیري دانشها، مهارتها و حرفهها متفاوتند. (طوسی، 1369، ص 281) حال اگر استعداد و توانایی ویژهي هر فردي از افراد و میزان علاقه ي او به علوم و فنون و مهارتها تشخیص داده شود و به اصطلاح استعدادیابی گردد و او به کار و شغل و حرفه و رشتهي تحصیلی متناسب با استعداد و علاقهي خویش بپردازد بی گمان به موفقیتهاي چشمگیري دست خواهد یافت. (همان، ص 227)
اگر زمینهي شکوفا شدن براي استعدادهاي نهفته ي افراد فراهم شود، رشد و تکامل فرد و جامعه تسریع می یابد. در غیر اینصورت، استعدادها به تدریج نقصان یافته و سرانجام بی حاصل میماند. (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ج1، ص 48)
بنابراین یکی از وظایف والدین و معلمان و مربیان کشف استعداد و علاقه ي کودکان است؛ زیرا هریک از اعضاي خانواده داراي طبعی و خاصیتی ویژه و رفتار و حرکتی خاص است که براي هدفی جهت داده شده است، از این رو مدبر منزل که به منزله ي طبیب است باید طبیعت و خاصیت و علاقه ي هریک از اعضاي خانواده را بداند تا آنان را به سویی که کمال آنان به حساب می آید رهنمون شود. (بهشتی، 1386، ج2، ص 146)
یکی از عوامل اختلاف استعدادها، تواناییها و علایق، اختلاف طبایع است. با توجه به تفاوت طبیعت افراد، شناسایی و کشف این خصلتها و تواناییها در شناخت بیشتر و گزینش صحیح و راه درست واگذاريِ شغل و حرفه و به خدمت گماردن افراد ضروري است.
فارابی معتقد است اقوام گوناگون و گروه هاي مختلف مردم، از حیث توانایی و قدرت آموختن یکسان نیستند. از این رو، روش آموزش هرکدام با دیگري متفاوت است، چنانکه هر قومی به سبب ویژگی هاي فطري یا اموري که بر اثر عادت در آنها پدید آمده ، در استفاده از قوه اي از قواي نفس تواناتر است و در نتیجه، روش تعلیم به هر قوم نیز نسبت به قوم دیگر متفاوت میشود. (فارابی، 1366، ص 85)
در درون هر قوم نیز، تفاوتهاي گروهها و یا افراد باید ملاحظه شود تا تعلیم به نحو سودمند صورت پذیرد. (همان، ص 104)
البته وقتی در آراي انسان شناسی فارابی دقت می شود به این نتیجه می رسیم که او معتقد است: تفاوت در بدن و مزاج، تفاوت در استعداد یادگیري علوم و صنایع مختلف، به این معنی که برخی انسانها مستعد براي یادگیري اجناسی از علوم و صنایعند و برخی بر یادگیري علوم و صنایع دیگر استعداد دارند، همچنین تفاوت در کمیت و سرعت یادگیري و تفاوت در قدرت بر تعلیم، به هیچ وجه به معناي حاکمیت جبر بر سرنوشت انسان نیست، بلکه تربیت و عوامل خارجی دیگر نیز، می توانند بر استعدادهاي فطري افراد چیره شوند و جهت علم و عمل او را دگرگون سازند.مثلاً ممکن است طبع وجودي افراد چنان مختلف آفریده شده باشد که کمیت و سرعت یادگیري آنان متفاوت گردد، ولی هیچیک از این امور کسی را مجبور به انجام کاري نمی کند. (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص 101)
ابن سینا در بحث از اصول تعلیم و تربیت ابتدا به خودشناسی و تربیت نفس اشاره می کند وسپس به تفاوتهاي فردي و رعایت آن اشاره می کند. او معتقد است انسانها با یکدیگر مساوي نیستند و از نظر توان جسمی، قدرت تفکر، هوش و استعداد، زیرکی و کودنی و جهات دیگر با هم تفاوت دارند.علایق آنها به علوم و صناعات نیز متفاوت است: یکی به حساب، دیگري به شعر و دیگري به طب علاقه مند است و یکی علم نحو و دیگري هندسه را برمی گزیند و روحیات هرکسی با دانش و صناعتی ویژه تناسب دارد.
همچنین گاهی طبع عدهاي، از دانشها و و حرفه هاي گوناگون گریزان است. از این رو دیده می شود که والدین ایشان با تلاش و صرف هزینه به دنبال آنند که آنان را با دانش و ادب پرورش دهند، ولی به نتیجه نمیرسند. (صدیق، 1334، ص 40)
به نظر ابن سینا کشف استعدادها و توانایی هاي ذهنی، از اموري است که باید در گزینش رشتهي تحصیلی یا حرفه و صناعت مورد توجه قرار گیرد.ابن سینا این امر را از وظایف مربی و کودك می داند و می گوید:
«به همین علت (تفاوتهای فردی)، شایسته است که مربی کودك هنگام گزینش دانش یا حرفه اي شایسته است که مربی کودك هنگام گزینش دانش یا حرفه اي امتحان کند، آن گاه بر اساس این امور حرفه یا دانش مناسب براي وي برگزیند». (همان، ص 41)
ابن سینا از استعدادهاي فردي با عنوان مشاکله ومناسبه یاد می کند و تأکید می کند اگر به صرف اراده و میل، بدون وجود تناسب و سازگاري دانش یا حرفه با طبع آدمی، فرد می توانست آن را فراگیرد، دیگر هیچ کس به هیچ دانش و حرفه اي جاهل نبود و تمامی مردم بهترین و شریفترین دانشها و صناعات را می آموختند. به علاوه، آسانی فراگیري برخی از دانشها براي عده اي و صعوبت آن براي برخی دیگر، خود دلیلی بر این مدعاست. (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ج1، ص 284)
ابن سینا تنها به کشف استعدادها اکتفا نمی کند، بلکه معتقد است میل و علاقه شخصی فرد به رشته یا حرفه ي انتخابی، در پیشرفت و موفقیت وي و نیز در جلوگیري از تضییع وقت او نقش تعیین کننده دارد. از این رو، پس از انتخاب دانش یا حرفه، مربی باید تا مدتی متعلم را تحت نظر قرار دهد و میزان علاقه و رغبت او را به آن دانش یا حرفهی خاص دریابد. (صدیق، 1334، ص 41)
به عقیده جاحظ، انسانها از جهتهاي گوناگون با یکدیگر تفاوت دارند.ویژگیهاي ظاهري و جسمی انسانها، مانند چاقی و لاغري، قدواندازه و همچنین طول عمر آنها، یکسان نیست.انسانها گذشته از خصوصیات ظاهري، در صفتها و ویژگی هاي اخلاقی، از جمله سخاوت و بخل، زیرکی و کندذهنی، صداقت و حیله گري، ترسویی و شجاعت، خوش حافظگی و فراموشکاري، خوش بیانی و لکنت زبان، با یکدیگر متفاوتند و طبقات و مراتب مختلفی دارند.
انسانها از نظر استعداد فراگیري علوم و صناعات و علاقه داشتن به رشته هاي گوناگون، با یکدیگر تفاوت دارند.در هر فردي، استعداد و علاقه نسبت به علم و فن خاصی را می توان یافت. این استعداد ها و تمایلات، در افراد گوناگون آنچنان با یکدیگر متفاوت است که گاهی موجب شگفتی است؛ چنانکه مشاهده می شود یکی به علم حساب علاقه مند است و دیگري به طب، و یکی به هندسه و دیگري به نجوم؛ یکی به موسیقی عشق می ورزد و آن دیگري به خدمت در ارتش و … . خداوند به هرکس استعداد فراگیري علم و حرفه ي خاصی را عنایت کرده و هرکس را علاقهمند به دانش و صنعتی ویژه آفریده است. غرض در این تفاوت، آن است که فرد در رشته اي تحصیل کند که استعداد آن را دارد. بدین ترتیب، در آن مسیر به حد کمال می رسد و نعمت الهی بر او تمام می گردد. (عبدالأمیر، 1988م، ج1، ص 141)
جاحظ عوامل مؤثر در شخصیت و تربیت انسان را آثار وراثت، غرایزو طبایعی که هنگام تولد در وي نهفته است، می داند. با این حال، تغییر پذیري و تحول شخصیت و تربیت انسان، به عوامل گوناگونی وابسته است. از جمله ي این عوامل که می توان به طور خلاصه نام برد:
الف: عوامل محیطی شامل: موقعیتهاي صنفی و وضعیتها، دوست و همنشین، سرزمین.
ب: درگیري با خیر و شر (پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، ص 44)
در آراي اخوان الصفا انسانها در تمایل به تعلیم و تأدب هم متفاوتند. برخی با انگیزه اند و برخی بی میل، برخی از راه برهان سیراب می شوند و برخی از طرق دیگر. (مقدسی، 1405، ج3، ص 19) منشأ تفاوت در گرایش به علوم و صنایع متعدد است، این عوامل در نظر اخوان عبارتند از: تفاوت اطلاعات و دانسته ها، استعداد، گوناگونی اخلاق و عادات، اختلاف طبایع و موالید. (همان، ج7، ص 291)
برخی از مردم در یادگیري صناعتی خاص و یا چند صنعت مهیاترند و طبیعت ایشان بر آن صنعت نهاده شده، طوري که به آسانی پذیراي آنند حتی کسانی را می توان یافت که صنعتی را تنها با نیکی قریحه ي خود می آموزند و هنگامی که یکی از اهل آن صنعت را ببینند، با اندك تأملی آن حرفه را فرا می گیرند. اما برخی دیگر نیازمند تعلیم بسیار و تشویق مدام هستند، پاره اي هم قادر به یادگیري صنعتی خاص نیستند، چراکه با طبیعتشان سازگار نیست.خداوند براي هریک از انواع علوم و آداب امتی آفریده و در سرشت آنان محبت آن علم را نهاده است و آنان را امکان تعلم و بحث در آن علم بخشیده تا علوم و آداب برقرار بمانند و منقرض نشوند. (همان، ج3، ص 510)
مسکویه در مورد تفاوت انسانها عقیده دارد که موجودات عالم، از جماد و نبات و حیوان با یکدیگر متفاوتند. میان مصنوعات از یک نوع، مانند شمشیر، با یکدیگر تفاوت وجود دارد: برخی برّانند و برخی کند، و در میان حیوانات، هرنوع با یکدیگر متفاوتند و حیوانات از یک نوع نیز با هم متفاوتند. مثلاً در میان اسبان، اسب عربی با سایر اسبها بسیار تفاوت دارد و در این میان، تفاوت انسانها با یکدیگر، بیش از تفاوت افراد یک نوع است؛ هر چند بر تمامی این افراد، نام انسان صدق می کند. (مسکویه، 1371، ص 55)
مسکویه، در این خصوص، علاوه بر تفاوتهاي جسمی و ظاهري میان افراد، به تفاوت آنها در خصوص استعداد ها، تمایلات، دانشها و اخلاق اشاره می کند.او معتقد است همه ي افراد از جهت استعداد و قابلیت با هم یکسان نیستند و تمایلات و گرایشهاي آنها هم با یکدیگر تفاوت دارد. یکی شغل دباغی روي می آورد و دیگري به طب. همچنین برخی به دانشهاي نیازمند به تخیل نیرومند روي می آورند و دسته اي دیگر به علومی که به استنباط و فکر محتاج است، می گرایند و دسته سوم در پی علومی هستند که محتاج به حافظه ي قوي است.این امر ناشی از تفاوت انسانها در تخیل، تفکر و قدرت حفظ است و نیز ناشی از علل طبیعی و تأثیرات علوي و سرانجام، مشیت الهی است. (همان، ص 54) مسکویه، ریشه ها و علل تفاوت انسانها را، قوا، ویژگیهاي ذاتی، مزاج و محیط رشد می داند.
اختلاف مزاج یکی از علل تفاوت انسانها با یکدیگر ذکر شده. صاحبان مزاج دموي از تنهایی گریزانند و به جمع و ارتباط با دیگران متمایلند. در مقابل سردمزاجها طالب عزلت و انزوا و دوري از جمعند. مزاج گرم و خشک اقتضاي خشم و شجاعت دارد و مزاج سرد موجب غلبه ترس و فریبکاري است.حتی در حیوانات، تمایز صفت شیر با روباه ناشی از تفاوت مزاج آن دو است. (مسکویه، 1370ق، ص 208)
8. خصوصیات جسمی و روحی انواع مزاجها
در این مبحث با توجه به تعریف مزاج در ذیل مفهومشناسی، به خصوصیات جسمی و روحی انواع مزاجها میپردازیم.
8-1. دمویها
هیکل دموي ها درشت است؛ موي پرپشت دارند و پوستشان سرخ و سفید است؛ عروق روي دست ها برجسته است؛ نبض پروقوي است؛ در لمس، پوست بدنشان گرم و مرطوب است؛ قدرت حرکات بدنی آنها بالاست و صدایی رسا و محکم دارند؛ خواب خوبی دارند، هرچند بی خموابی را هم تا حدي تحمل می کنند؛ قدرت هضم و اشتهایشان خوب است و معمولاً یبوست ندارند؛ تحمل گرما و سرماي زیادي را دارند، اما بیشتر خنکی را ترجیح می دهند؛ مزه مورد علاقهي آنها شیرینی و ترشی است و میل و توان جنسی آنها بالاست.
افراد دموی (گرم و تر) چون عنصر هوایی در آنها غالب است خصوصیات رکن مربوط به خود (هوا) را دارند. افرادي شجاع هستند، خوش مشرب و اجتماعی هستند. با همه کس دوست میشوند و اهل بگو و بخند هستند. افرادي شاد و فعال، بلند پرواز ، خوش اخلاق و خوش رو، شجاع و صبور، سخاوتمند هستند. میل و توان جنسی بالا دارند. یعنی هم در عشق و عاشقی سرآمد هستند و همتوان و قوه جنسی بالایی دارند.
دیر عصبانی می شوند و دیر هم آرام می شوند. ممکن است این افراد هنگام عصبانیت دست به کارهاي خطرناك بزنند و حتی در یک حادثه اقدام به قتل کنند، بنابراین باید مراقب بود که از آرامش و صبوري این افراد سوءاستفاده نشود. دموي مزاج ها استعداد شعر و موسیقی خوبی دارند و باید مراقب باشند که این علاقه و استعداد باعث گرایش هاي انحرافی آنان نشود. (روازاده، 1390، ص 22)
8-2. صفراوی
افرادي لاغر هستند اما استخوان بندي آنها درشت است؛ موهاي درشت و پرپشت و سیاه و گاهی مجعد دارند و به علت حرارت و خشکی زیاد، مستعد تاسی سر هستند؛ سفیدي چشم آنها مایل به زرد و عروق روي دست آنها برجسته است؛ نبض سریع و قوي دارند؛ در هنگام لمس، پوست بدنشان گرم و خشک است؛ قدرت و سرعت حرکات بدنی آنها بالاست و پیوسته، سریع و بلند صحبت می کنند؛ خوابشان کم و سبک است؛ قدرت هاضمه آنها خوب است و معمولا یبوست دارند؛ گرما را تحمل نمی کنند، فصل تابستان برایشان غیرقابل تحمل است و بیشتر زمستان را دوست دارند؛ تمایل به ترشی دارند و از نظر جنسی تمایل بالا اما توان متغیر دارند.
افراد صفراوي (گرم و خشک) عنصر آتش در آنها غلبه دارد و خصوصیات آتش از آنها بروز میکند مثلا زود عصبانی می شوند و زود هم آرام می گیرد . بعضا بد خلق هستند .افراد صفراوي افرادي تند وتیز و بی قرار هستند و همانطور که آتش یکدفعه زبانه می کشد و زودفروکش میکند، این افراد هم داراي یک خصوصیت در تمام افعال خود هستند و آن تصمیم آنی و به اوج رساندن کارها و یکدفعه رها کردن و ترك آن است. این خصوصیت به علت گرمی بالا (گرمی و خشکی) می باشد.افراد دموي گرمی کمتري نسبت به صفراوي ها دارند .طبع صفراوي ها گرم و خشک و آتشین و طبع دموي ها گرم و تر است. به علت وجود همین تري در طبع دموي ها، گرماي آنهابه نسبت با صفراوي ها کمتر است.
افراد صفراوي به علت گرماي زیاد ناآرام و مضطرب هستند وافعال خود را با طمانینه و وقار انجام نمی دهند. علت این امر آن است که گرما باعث تشویش و عدم سکون و اضطراب می شود. این افراد یک کار را با جدیت شروع کرده و بر روي آن پافشاري می کنند اما یک دفعه آن را رها میکنند. گاهی پر جرات وگاهی آرام هستند.حاضر جواب و با هوش ، سریع و چالاك و پر انرژي هستند. گاهی با اراده و گاهی سست می شوند. نکته مهم دیگر برخورد با افراد صفراوي مزاج در هنگام عصبانیت است، به عنوان مثال با افرادي که در هواي گرم عصبانی و کلافه هستند نباید مقابله به مثل کرد و به راحتی می توان عصبانیت آنان را کنترل کرد. بهتر است به این افراد کمی شربت خنک یا هندوانه خنک داد تا عصبانیت آنان فروکش کند. این قبیل افراد به طور معمول زود عصبانی می شوند و خیلی زود ناراحتی شان فروکش می کند بنابراین بهتر است اطرافیان کمی مراعات کنند و شخص عصبانی صورتش را با کمی آب خنک شست و شو دهد.
افراد گرم و خشک از فصل زمستان خوششان می آید چون مزاج زمستان سردوتر است و تعدیل کننده مزاج آنهاست. (روازاده، 1390، ص 23)
8-3. بلغمی
هیکل بلغمی ها درشت است اما چربی بدن آنها بیشتر از عضلات است و معمولاً چاق و پرچربی هستند؛ پوستشان سفید است و موهاي کم پشت و لختی دارند؛ نبض آنها کند و نرم است و چندان قوي نیستند؛ در لمس، پوست بدنشان سرد و مرطوب و نرم است؛ در حرکات کند و آرام هستند و با تأنی صحبت می کنند؛ خواب آنها سنگین و زیاد است؛ اشتهایشان زیاد نیست و قدرت هضم بالایی ندارند؛ از نظر میل و قدرت جنسی در حدقابل انتظار نیستند و سردي و رطوبت بدن، توان جنسی آنها را کاهش می دهد.
افراد بلغمی داراي مزاج سرد و تر هستند و عنصر آبی در آنها غلبه دارد و خصوصیت آب از آنها بروز می کند. افراد بلغمی افرادي منزوي و آرام هستند و ضعف حافظه و معمولا حواس پرتی دارند.از لحاظ فعالیت افرادي کم انرژي و بیحال، میانه رو و محتاط و ترسو هستند . ترس یکی از مهمترین خصوصیات بلغمی هاست. به علت سردي غالب در مغز ،افرادي گوشه گیر و افسرده هستند.
اگر سردي غالب شود بیشتر دم از نا امیدي می زنند و خاطرات گذشته را یاد آوري می کنند. گذشته نگر هستند و استعداد افسردگی دارند . افراد بلغمی به علت ترسو بودن استعداد ریسک پذیري ندارند.
اهل سازش هستند و معمولا تحت تاثیر افراد دیگر هستند. منفی بافی و ناامیدي از دیگر خصوصیاتشان است و افرادي بی خیال و خونسرد هستند.
خصوصیات عنصر آبی در این افراد غالب است مثلا با جدیت و تندي در برابر مسئله اي مقاومت نشان می دهند اما اگر طرف مقابل هم جدي شود ، کنار می کشند (همانند آب که به مانع برخورد میکند و فوراً برمیگردد) افرادي انعطاف پذیر هستند و براحتی می توان افکار ایشان را تغیر داد. (برعکس صفراوی مزاجان و سوداوی مزاجان) (روازاده، 1390، ص 23)
8-4. سوداوي
هیکل سوداویها حالت مینیاتوري دارد، یعنی اغلب افرادي هستند لاغر، با استخوان هاي نازك و کشیده؛ رنگ پوست سوداویها از سفید تا سبزه و تیره متغیر است؛ موي بدن آنها کم است و موي سر، به علت سردي و خشکی، زودتر دچار سفیدي یا حالت گندمگون می شود؛ نبض آنها تقریباً کند، اما باریک و سفت است؛ در لمس، بدنشان سرد و خشک و پوستشان سفت است؛ حرکاتشان از آرام و کند تا معمولی متغیر است؛ با احتیط و دقت صحبت می کنند، زود، سیر و سریع، گرسنه میشوند؛ قدرت هاضمه بالایی ندارند؛ از نظر قدرت و میل جنسی در درجه پایین هستند و تمایلشان به رفتار محبت آمیز بیش از آمیزش جنسی است.
افراد سوداوي (سرد و خشک) داراي خصوصیات عنصرخاکی هستند و این افراد هم خصوصیات سردي دارند و هم خصوصیات خشکی.افرادي همه سو نگر و منطقی،میانه رو و محتاط هستند. همیشه در حال فکرند و در حالات پیشرفته داراي وسواس و دو دلی هستند.
همانند افراد بلغمی توان ریسک ندارند.فکر و خیال فراوان دارند و مستعد افسردگی و مالیخولیا هستند.
اگر سردي در مغز و روان این افراد غلبه کند ، ترسو و دچار سو ظن می شوند وتمایل زیادي به تنهایی وگوشه نشینی پیدا می کنند و استعداد نا امیدي دارند.
خصوصیات عنصر خاکی در آنها غالب است . مثلا انعطاف پذیر نیستند (برخلاف بلغمیها) وکینه می ورزند. همانند خاك خاطرات را درذهن خود نگه می دارند و پس ازسالها آنها را بازگو میکنند.
این افراد دقیق و حساسند و به جزئیات بسیار توجه می کنند که این موضوع براي انجام کارهایی که نیاز به دقت و توجه زیاد دارد، مناسب است. اما اگر غلبه سودا زیاد شود باعث بدبینی و وسواس می شود و باید دقت کرد که این مزاج از حالت اعتدال خارج نشود. در فصل سرد ممکن است مشکلات این افراد بیشتر شود. (روازاده، 1390، ص 24)
باید به این نکته توجه کرد که استدلال به مزاج افراد بر اساس خلقیات و حالات نفسانی آنان، مطلق نیست زیرا این حالات با شرایط محیطی و زیستی، ملاحظات عرفی و اجتماعی، تمرینهاي نفسانی و تهذیب اخلاقی و دیگر موارد تغییر می کنند، پس نباید پنداشت که هر فرد آرام و شکیبایی لزوماً سردمزاج است. از سوي دیگر باید از پیش داوري یا قضاوت اخلاقی در مورد افراد بر مبناي مزاج آنان پرهیز کرد؛ مثلاً نباید تصور کرد که هر فرد گرم مزاجی الزاماً تندخو و زود خشم است. شتابزدگی در قضاوت مزاجی یا اخلاقی در موارد نارواست و می تواند حقیقت را از چشم مشاهدهگر پنهان کند. (ناصری، 1392، ص 86)
جدول 1: خصوصیات انواع مزاجها با استفاده از نظر طب اسلامی و سنتی
| دموی | صفراوی | بلغمی | سوداوی |
| 1. علاقه به ادبیات و موسیقی
2. استعداد شاعری 3. علاقه به طبیعت 4. اهل عشق و محبت 5. بلند پرواز 6. دور اندیش 7. اهل خیر 8. بسیار معنوی 9. خوش اخلاق 10. گشاده وخوش رو 11. شجاع و جسور 12. دارای توان ریسک بالا 13. اعتماد به نفس بالا 14. دارای استعداد شقاوت 15. سخاوتمند 16. تنوع طلب 17. بی علاقه به کار تکراری 18. بی نظم 19. نوع دوست 20. بد حال در تابستان 21. هوش بالا و حافظه خوب 22. میل جنسی بالا 23. پر انرژی و چالاک 24. زیادی قند خون 25. نبض قوی دارند |
1. علاقهمند به ریاضی
2. استعداد خشونت دارند 3. بد خلق و تند 4. پاییز و زمستان را دوست دارند 5. گاهی عاشق میشوند 6. گاهی با اراده و گاهی سست 7. بی قرار هستند 8. پرخاشگر 9. ناآرام و دو دل 10. منظم و حساس 11. آینده نگر 12. خیال باف 13. حاضر جواب و باهوش 14. توان جنسی بالا ولی متغیر 15. پر انرژی و چالاک 16. پر حرف 17. نبض قوی و پر 18. عصبانی 19. اضطراب و ناآرام 20. بی خواب یا بد خواب |
1. گرایش به علوم عقلی
2. حسابگر و محتاط 3. محافظه کار 4. بد حال در بهار و زمستان 5. منطقی و عاقل 6. میانه رو 7. ترسو و بزدل 8. تجارت پیشه 9. آرام 10. منزوی 11. دارای افعال وحرکات کند 12. گذشته نگر 13. کینهای 14. ظریف و حساس 15. منظم و دقیق 16. مستعد افسردگی 17. بدون استعداد ریسک 18. اهل سازش 19. بی اراده 20. متأثر از دیگران 21. ظلم پذیر و خوار 22. درون گرا 23. منفی باف و بد بین 24. محتاج محبت 25. فراموش کار و کند 26. بی علاقه به یادگیری 27. میل جنسی کم 28. بی قید و راحت 29. دون مایه 30. حسود 31. ابله |
1. علاقهمند به مسائل فنی،
2. همه سو نگر 3. تیزهوش 4. کم احساس 5. منطقی 6. میانه رو و محتاط 7. کم انرژی 8. نبض کم 9. تمایل به معنویت 10. همیشه در فکر 11. دارای وسواس 12. نگران و دو دل 13. بی اراده 14. سست و بدبخت 15. بدون توان ریسک 16. انتقام جو 17. عصبی و تند خو 18. میل جنسی زیاد 19. توان جنسی کم 20. درون گرا و منزوی 21. اهل جنجال و جدال 22. لت باز و یک دنده 23. خشک رفتار 24. راز نگه دار |
9. نقش مزاج در خصوصیات اخلاقی افراد (سوال اول پژوهش: نقش مزاج در خصوصیات اخلاقی افراد از دیدگاه طب اسلامی و سنتی چیست؟)
بیشتر اطبای اسلامی اخلاق انسان را دو گونه طبیعی و اکتسابی دانسته اند. آنان اخلاق طبیعی را ناشی از مزاج و طبع دانسته اند که انسان ذاتاً متمایل به آن است؛ یعنی هر انسانی براساس مزاج خود، بدون نیاز به فکر و تلاش متمایل به خلق و خوی خاصی است. نوع دیگر که اکتسابی میباشد در اثر تأمل و تلاش انسان بدست می آید و معنایش این است که می توان اخلاق طبیعی را تغییر داد. بحث ما در این بخش یعنی تاثیر مزاج در اخلاق به اخلاق طبیعی انسان اشاره دارد که از قول چند تن از حکمای اسلامی مطرح می کنیم:
حکیم بوعلی سینا در کتاب قانون می نویسد:
حالات قوای نفسانی نمایانگر مزاج آدمی است. مثلا خشمناکی زیاد، بی تابی و آشفتگی، زرنگی، زودفهمی، اقدام، بیشرمی، خوشبینی، امیدواری، سنگدلی، چالاکی، خلق مردانه، تنبلیِ کم و تاثرپذیریِ کم از هر چیز نشانه گرمیِ مزاج است و حالات عکس آنها دلیل بر سردیِ مزاج میباشد. پایداری در خشم، در آشتی، خیالپردازی، تودار بودن و نظایر آن نشانه خشکیِ مزاج است. تاثیرپذیری های زودگذر دلالت بر مزاجِ تر دارند (ابن سینا، 1386، ج1، ص 277)
و در جای دیگری می گوید: کسی که در نهاد و سرشت خارج از حالت خشم طبیعی خشمناک است و از سببی عمدی خشم را بر خود هموار نکرده است و اگر جرأت و اقدام دارد و چابک است دلیل بر داشتن قلب گرم است. اگر کسی طبیعتا خشمگین نیست و دارای جرأت اقدام نیست و سنگین می جنبد، مشروط بر این که این حالات زاده عادت گرفتن و اوهام و خیالات نباشد، دلیل بر مزاج سرد قلب اوست. اگر خیال انسانی گرایش به شادی و سرور دارد و به سوی خوشبینی و آرزوهای پسندیده مایل است، دلیل بر آن است که قلبش نیرومند است و نیز دلیل بر مزاج معتدل قلب است که حرارت و رطوبت در آن برابر و برحسب مرامند. اگر خیال و پندار انسان، او را به سوی دوری جستن از اجتماع و آزار دادن دیگران بکشد، دلیل بر حرارت قلب است، یعنی قلب سوء مزاج گرم دارد. اگر پندار و خیال انسان گرایش به بزدلی و اندوهگینی دارد، دلیل بر خشکیِ مزاج قلب است. (ابن سینا، 1386، ج1، ص 519)
حکیم جرجانی به نکته مهمی در کتاب ذخیره خوارزمشاهی بیان می کند:
به نزدیک طبیبان چنان است که همچنان که اعراض نفسانی مزاج ها و حال های تن را بگرداند، مزاج تن حال های نفس را بگرداند. لکن از بهر آنکه نفس بر تن مسلط است تغییر حالهای تن به سبب تغییر حال های نفس قویتر باشد و تغییر حال های نفس به سبب تغییر حال های تن ضعیف تر باشد و از بهر این است که گرم و تر گشتن مزاج تن به سبب شادی نفس فزون از شاد گشتن نفس باشد به سبب گرمی و تری مزاج تن و همچنین سرد و خشک گشتن مزاج تن بسبب اندوهمندی نفس، فزون از اندوهمندی نفس باشد بسبب سردی و خشکی مزاج تن. (جرجانی، 1383، ص 682)
حکیم عقیلی خراسانی در کتاب خلاصه الحکمه به برخی صفات اخلاقی و تاثیر مزاج در آنها اشاره می کند و می گوید: قوّت، سرعت و کثرت حرکات فرد نشانه ی گرمی و حرارت مزاج اوست که این امر می تواند یا ناشی از حرارت مزاج کلی بدن او باشد و یا نشئت گرفته از گرمی قلب او که به کل بدن فرد سرایت می کند. مثلا خشم و غضب که حاصل گرمی مزاج است و نشانه ی حرکت خون زیاد و سریع به سمت خارج در بدن فرد است. هرچه حرارت مزاج بیشتر باشد، غضب و خشم فرد هم قوی تر است و دفعات آن هم مکرر خواهد بود. به عکس واکنش خوف و ترس، هرچه در فردی بیشتر و دفعات وقوع آن زیادتر باشد، نشانه ای از غلبه سردی و برودت مزاج است. همچنین کسالت و تنبلی و سکون زیاد نشانه سردی مزاج است.
ثبات انفعالات بعنوان مثال ثبات رأی و عدم تغییر و تنوع نشانه ای از خشکی مزاج است، در حالی که تنوع دوستی و تغییردادن تصمیم و نماندن در یک حالت یا وضعیت نشاندهنده ی رطوبت و تریِ مزاج است.
پرحرفی و سریع سخن گفتن با کلمات پی در پی و متصل به هم دلالت بر گرمی مزاج دارد و حرارت مزاج عاملی است که فرد اعمال و افعالش را به سرعت انجام می دهد. برعکس، کم حرفی و همراه با تأنّی سخن گفتن به گونه ای که فرد آرام و شمرده شمرده کلمات را بیان کند و با آرامش به سخن دیگری گوش فرا دهد، دلالت بر سردی و برودت مزاج دارد.
قِحَه صفتی متضاد حیا است و به حالتی می گویند که شخص معاشرت با افراد فاسد را برای خود مایه مباهات می داند و از انجام کارهای زشت نه تنها ابایی نداشته باشد بلکه باعث افتخار خود هم بداند. فردی که به این صفت رذیله مبتلاست از تمجید اعمال نیک و افراد نیکوصفت احساس حقارت می کند. عامل این ویژگی می تواند حرارت مزاج فرد باشد.
حِدّت حالتی است که بوسیله آن قوت غضب در فرد به وجود می آید که در بین مردم به تندمزاجی معروف است. در این حالت فرد در گفتار و کردار خود در اثر کوچکترین موردی که پیش آید عصبانی می شود و با شدت با مسئله برخورد می کند. در حدت حرارت مزاج به حدی زیاد است که سبب بروز واکنش تند از سوی فرد می گردد.
طَیش صفتی متضاد وقار است و به معنی حالتی است که فرد در آن به سرعت برانگیخته میشود. نوعی سبک عقلی است که بر مزاج جبلی گرم دلالت دارد.
جرأت یا شجاعت حالتی است که در اثر آن انسان خود را قادر به حل و رفع هرچیزی میداند که از آن اکراه دارد که به سبب وجود حرارت و قوت قلب اوست.
تهوُّر حالت افراطی شجاعت است. شخص متهوّر در شرایطی که احتمال خطر زیادی هم وجود دارد میدان را خالی نمی کند. در این حالت فرد بسیار ریسک پذیر است که نشانه ای از مزاج گرم است.
ویژگی اخلاقی جُبن که ضدّشجاعت است و به معنای ترس و بی ارادگی و سستی است، دلالت بر سردی مزاج جبلی دارد.
کثرت حیا صفتی ضدّ وقاحت است که سبب می شود فرد نسبت به واکنش ها بردبار باشد و در رفتارهای خود به دور از هتاکی و باصطلاح سنگین باشد. فرد باحیا نسبت به اعمال و رفتار زشت، خویشتن دار است و هرگز سخن زشتی به زبان نمی آورد. این صفت از توابع سکون است و بر مزاج سرشتی سرد دلالت دارد.
وقار صفتی ضدّطَیش است و لازمه اش عقل، تأنّی و عدم رفتار خفت بار است و نشانه ای از مزاج جبلّی سرد می باشد. (عقیلی خراسانی، 1385، ج1، ص 1385)
10. نقش خصلتهای مزاجی در فرآیند تعلیم و تربیت (سؤال دوم پژوهش: نقش خصلتهای مزاجی افراد در فرآیند تعلیم و تربیت چیست؟)
در پاسخ به سوال دوم پژوهش پس از بررسی، تجزیه و تحلیل، استخراج و طبقه بندی مصاحبههای انجام شده، سه بُعد تربیتی استنباط شد که در اینجا مطرح و جزئیات و مولفه های مندرج در آنها ارائه می گردد:
1- بُعد قابلیت های متربیان
2- بعد انتظارات مربیان
3- بعد نحوه عملکرد مربیان
1- قابلیت های متربیان
شامل شش مولفه می باشد که چهار مولفه آن برگرفته از سوالات ساختارمند مصاحبه و دو مولفه از داده های غیرساختاری مصاحبه بدست آمده است. ذکر این نکته ضروری است که این قابلیت ها تنها براساس ملاک مزاج در نظر گرفته شده اند و تاثیر فاکتورهای دیگر در قابلیت های افراد (مانند آموزش) لحاظ نشده است. این مولفه ها شامل موارد زیر می باشد:
1-1. حافظه
– صفراوی ها حافظه خوبی دارند
– حافظه خوب در تعادل مزاج وجود دارد
– نقش مزاج در حافظه زیاد برجسته نیست
1-2. نظم و انضباط
رطوبیها زودتر و راحتتر تربیت میشوند ولی زود هم از دست میدهند، خشکها دیر تربیت میشوند ولی اگر شدند آن را حفظ کنند و ماندگار است.
1-3. تربیتپذیری
سرد و ترها بسیار انعطافپذیرند و گرمو خشکها از همه خودرأیتر هستند.
رطوبیها زودتر و راحتتر تربیت میشوند، ولی زود هم از دست میدهند، خشکها دیر تربیت میشوند، ولی اگر شدند آن را حفظ میکنند و ماندگار است.
1-4. انرژی زیاد
– بچههای با مزاج گرم و خشک پرجنب و جوشتر هستند
– انرژی زیاد در گرمها بوجود میآید ولی بیش فعالی بعنوان یک بیماری در اثر غلبه گرمای
بیش از حد است.
1-5. تمركز
– اگر در گرمی افراط باشد، فرد تمرکز ندارد
– مزاج گرم و تر حافظه و تمرکز خوبی دارند.
1-6. هوش و یادگیری
گرمها به دلیل تجزیه تحلیل ،سریع دریافت مطلبشان بهتر است
اگر سردی غلبه کند، فرد دچار کندذهنی و دریافت کم میشود.
جدول 2 – بعد قابلیتهای متربیان و مولفههای آن
| بُعد | مؤلفهها |
| قابلیتهای متربیان | ۱-۱-حافظه |
| 1-2 نظم و انضباط | |
| 1-3 تربیت پذیری | |
| 1-4 انرژی زیاد | |
| 1-5 تمرکز | |
| 1-6 هوش و یادگیری |
۲– انتظارات مربیان
شامل مولفههای زیر میباشد:
2-1 درک صحیح از رفتارهای متربیان
– برحسب ظرفیت افراد از آنها انتظار دارد
– علت بسیاری از رفتارهای متربیان را درک میکند
– چون مزاج افراد را میداند از برخی خطاهایشان چشم پوشی میکند.
– دانستن مزاج در نوع نگرش والدین و مربیان از بچهها تاثیر زیادی دارد.
۲–۲ در نظر داشتن علایق و استعدادهای متربیان
– می داند چه کاری را به او بسپارد که او لذت ببرد
– افراد را در جهت علایق و استعدادشان پرورش میدهند تا اعتماد به نفس پیدا کنند
– یکی استعداد ریاضی دارد دیگری در هنر با ادبیات
2-3 عدم مقایسه متربیان با یکدیگر
– همه بچهها را به یک چشم نمیبیند
– بچه هایی را که حرارت مزاجی بالا دارند با بچههاییکه آرامند مقایسه نمیکند یا میداند
که سردها نیاز بیشتری به تمرین و زمان بیشتری برای یادگیری نیاز دارند.
جدول 3 – بعد انتظارات مربیان و مولفههای آن
| بُعد | مؤلفهها |
| انتظارات مربیان | 2-1 درک صحیح از رفتارهای متربیان |
| 2-2 در نظر داشتن علایق و استعدادهای متربیان | |
| 2-3 عدم مقایسه متربیان با یکدیگر |
3–نحوه عملکرد مربیان
شامل مولفههای زیر میباشد:
3-1 استفاده از روشهای آموزشی مختلف با وجود هدف واحد
– آموزش به افراد مختلف باید به شیوهها و شدتهای مختلف باشد، اما در نهایت همه به هدف مورد نظر ما برسند.
3-2 ارائه مسئولیت متناسب با هر مزاج
– افراد با مزاجهای مختلف را نمیتوان برای یک کار تربیت کرد. مثلا دموی برای مدیریت خوب است و سوداوی برای اموری که نیاز به دقت بالا دارند
– بر اساس مزاج متربیان نوع تكالیفشان را تعیین میکنند.
3-3 استفاده از قابلیتهای هر فرد در راه صحیح
هر مزاجی قابلیتی دارد مثلا دموی استعداد مدیریت دارد و اگر درست تربیت نشود این مدیریت در راه خلاف استفاده میکند.
3-4 تشویق و تنبیه متناسب با هر مزاج
مزاج شناسی در تصمیم گیریها تشویقها و تنبیههای مربی تاثیر دارد.
3-5 رعایت امور حفظ هر مزاج در اعتدال و بسترسازی برای تربیت مربی درک میکند.
بسیاری از واکنشهایی که متربی نشان میدهد ممکن است بر اثر شرایط مزاجی اش باشد. با انتخاب نوع غذا، رنگ لباس و… به او در اصلاح رفتارهایش کمک میکند.
3-6 عدم سرزنش متربیان
– اگر بداند علت جنب و جوش زیاد در برخی افراد مزاج آنهاست، در این صورت به جای سرکوفت زدن به آنان مسئولیت میدهد که مدام در تکاپو باشند یا افرادی را که تحت تاثیر مزاجشان گند کار میکنند سرزنش نمیکند.
3-7 راهنمایی در انتخاب رشته تحصیلی
هر شخص ممکن است در زمینه خاصی استعداد داشته باشده یکی استعداد ریاضی اش بهتر است و دیگری در ادبیات و هنر موفق است. مربی اگر بداند هر شخص چه استعداد و علاقهای دارد آنان را متناسب با استعدادهایشان در انتخاب رشته تحصیلی شان یاری میدهد و از همه انتظار ندارد به یک رشته خاص بروند.
جدول 4- بعد نحوه عملکرد مربیان و مولفههای آن
| بُعد | مؤلفهها |
| نحوه عملکرد مربیان | 3-1 استفاده از روشهای آموزشی مختلف با وجود هدف واحد |
| 3-2 ارائه مسئولیت متناسب با هر مزاج | |
| 3-3 استفاده از قابلیتهای هر فرد در راه صحیح | |
| 3-4 تشویق و تنبیه متناسب با هر مزاج | |
| 3-5 رعایت امور حفظ هر مزاج در اعتدالو بسترسازی برای تربیت | |
| 3-6 عدم سرزنش متربیان | |
| 3-7 راهنمایی در انتخاب رشته تحصیلی |
جدول 5 – تجمیع ابعاد نقش مزاج در تعلیم و تربیت و مولفههای آنها
| بُعد | مؤلفهها |
| 1- قابلیتهای متربیان | § حافظه
§ نظم § تربیت پذیری § انرژی زیاد § تمرکز § هوش و یادگیری |
| 2- انتظارات مربیان | § درک صحیح از رفتارهای متربیان
§ در نظر گرفتن علایق و استعدادهای متربیان § عدم مقایسه متربیان با یکدیگر |
| 3- عملکرد مربیان | § استفاده از روشهای آموزشی مختلف با وجود هدف واحد
§ ارائه مسئولیت متناسب با هر مزاج § استفاده از قابلیتهای هر فرد در راه صحیح § تشویق و تنبیه متناسب با هر مزاج § رعایت امور حفظ هر مزاج در اعتدال و بسترسازی برای تربیت § عدم سرزنش متربیان § راهنمایی در انتخاب رشته تحصیلی |
با توجه به ابعاد و مولفههای ذکر شده میتوان ویژگیها و استعدادها و قابلیتهای هر مزاج را از مجموع دادهها استنباط نمود که با توجه به آن مربیان میتوانند نوع تکلیف یا مسئولیت متربیان را تعیین نموده و انتظارات خود را متناسب با آن تنظیم نمایند که نمونهای از عملکرد مربی با توجه به قابلیت بارز هر مزاج در جدول زیر آمده است:
جدول 6 – استخراج دلالت تربیتی متناسب با قابلیتهای هر مزاج
| نوع مزاج | قابلیت بارز متربی | نحوه عملکرد مربی |
| گرم و خشک | فعال و پرانرژی | واگذاری امور اجرایی به او |
| گرم و تر | قدرت رهبری | واگذارکردن مدیریت سایر بچه ها به او |
| سرد و تر | خونسرد و پرحوصله | واگذار کردن امور پرورشی به او |
| سرد و خشک | منظم و دقیق | واگذار کردن اموری که نیاز به نظم بالایی دارند |
11. کاربرد مزاجشناسی در تعلیم و تربیت (سوال سوم پژوهش: کاربرد مزاج شناسی در تعلیم و تربیت چیست؟)
معلم یا مربی تنها نباید یاد بدهد، بلکه باید هدایت کند و شخصیت افراد را بسازد و به آنها رفتارهای اجتماعی را بیاموزد و اگر مزاج شناسی را بداند از برخی خطاهای افراد چشم پوشی میکند و در تعلیم و تربیت آنها آگاهانه تر رفتار می کند. به برخی فعالیت های رقابتی می دهد و برخی را الزام به همکاری می کند. آنان را در تجربیاتی که برایشان مفید است مشارکت می دهد، نه تجربیاتی که با ویژگی هایشان همخوانی ندارد. مثلا هیچگاه به یک فرد سرد و تر کار مدیریتی نمیدهد و او را سرزنش نمیکند. (سبحانینژاد)
مسلما مزاج شناسی به تعلیم و تربیت بهتر می انجامد. زیرا مربی می داند باید چه اموری را رعایت کند تا مزاج به اعتدال بیاید و از بروز برخی خصوصیات نامناسب اخلاقی جلوگیری شود و اخلاق به سمت تعالی برود. (اصغری)
دانستن مزاج در چگونگی برخورد مربیان با متربیان و تعلیم و تربیت موثرتر تاثیر بسیاری دارد. (صادقیان، طالبی، موسویزاده، فرمهینی فراهانی و نجاتبخش)
اگر مربیان مزاج را بشناسند، می توانند تربیتی متناسب با آنان از نظر نوع تغذیه، خواب، بهرهگیری از رنگ ها، ورزش، موسیقی، عطرها و… ارائه دهند تا آنان از نظر فکری و عاطفی به تعادل برسند و وقتی به تعادل رسیدند می توانند خاستگاه خوبی برای تربیت مورد نظر باشند . (مرادی)
وقتی افراد را بر اساس مزاجشان تربیت کنیم، جامعه به تعادل می رسد. زیرا براساس مزاجشناسی، هرکس را در جای خودش می گذاریم. بعنوان مثال می دانیم کسی را که بر اساس مزاجش باید فرمانده یا مدیر باشد نباید در جایگاه فرمانبر قرار دهیم. هرکس باید برحسب مزاجش با راه و روش متناسب با خودش تحت تعلیم و تربیت قرار بگیرد تا موثر واقع افتد. ائمه اطهار علیهم السلام هم براساس طبع هدایتگری می کنند (رستگار)
زمانی که مربی با مزاج شناسی آشنا باشد، نحوه ارتباطش را با متربی تنظیم می کند. مثلا در مورد یک کودک صفراوی درک می کند که چرا نمی تواند بنشیند و به حرف هایش گوش فرا دهد. در این مورد ابتدا شیوه هایی را که به اعتدال مزاج او کمک کند به کار می بندد و وقتی آرامتر شد زمینه را باری کار تربیتی فراهم نمود با او صحبت میکند. (بزم شاهی)
12. امکان طراحی الگوی تربیتی و آموزشی ثابت برای همه مزاجها (سوال چهارم پژوهش: آیا یک الگوی تربیتی و آموزشی ثابت بر همه مزاجها اثر یکسانی دارد؟)
– خیر (نامدار، زنده دل، سرداری، موسوی زاده، سبحانی نژاد).
– خیره باید توجه داشت که با هر فرد چه نوع برخوردی باید داشت (سرباز حسینی).
– خیر، اما اینکه واقعا ضرورت دارد متفاوت برخورد کنیم یا نه جای تأمل دارد (عمارتکار).
– این سوال خودش نیاز به تحقیق و بررسی جداگانه دارد و بدون بررسی نمیتوان نظر داد (فقیهی و نجاتبخش).
– خیره یک شیوه تربیتی معین بر یک مزاج یک اثر دارد و بر مزاج دیگر اثر دیگری دارد. یکی انعطاف بیشتری دارد و دیگری کمتر، چون افراد متفاوتند و برداشتهای مختلفی براساس درک و اعتقادات خود دارند (کبیررضایی)
– آموزش یکسان برای مزاجهای مختلف بازخورد یکسانی در همه نخواهد داشت و کسانی که شرایط یادگیری سختتری دارند ضرر میکنند. فرد سرد مزاج نیاز به توضیح بیشتری دارد، در حالی که گرم مزاج به سرعت مطلب را میگیرد بنابراین اگر برای همه یکسان گفته شود یکی مطلب را میگیرد و یکی نمیگیرد. اما در اجرا سخت است که بخواهیم برای مزاجهای مختلف آموزشهای متفاوت بگذاریم ولی بهتر است معلم یا مربی مزاج را بداند و با افراد سرد بیشتر کار کند (اصغری).
– بر همه افراد موثر است ولی برای همه مزاجها به یک نسبت مساوی تاثیر ندارد (صادقیان).
– یک الگوی ثابت در مزاجهای مختلف جواب یکسانی نخواهد داد و ممکن است در برخی افراد با شکست روبه رو شویم یادگیری در متربیانی که خواب کافی نداشتهاند و یا صبحانه نخوردهاند پایینتر است (معصوم نیا)
– تقریبا اثر یکسان دارد (حسینی).
– به نظرم صد در صد اثر یکسان ندارد. با توجه به اینکه گفتیم تربیت پذیری در مزاجهای مختلف متفاوت است، قطعا نتیجه اش هم متفاوت است (نجاتبخش).
– مزاجهای مختلف استعدادهای مختلف دارند برخی استعداد شعر و ادبیات و برخی استعداد ریاضیات دارند. برخی استدلالهای خوب و برخی محسوسات خوبی دارند بنابراین افراد باید طبقهبندی شوند و براساس استعدادهایشان تعلیم و تربیت شوند (مرادی).
– در تعلیم و تربیت باید بخشهای ثابتی را برای همه افراد بگذاریم و بخش هایی را هم براساس مزاجها متنوع طراحی کنیم. ما در تعلیم و تربیت بایدها و نبایدهای ثابتی داریم، اما در نحوه انتقالش به مزاجهای مختلف میتوان تفاوت در شیوه انتقال قائل شد. البته اگر بخواهیم متنوع کنیم این امر نیاز به زیر ساختهای لازم در آموزش و پرورش دارد (اسماعیلی صابر).
– همانطور که یک نوع غذا برای همه مزاجها مناسب نیست یک رفتار و یک الگوی ثابت هم نمیتواند برای همه افراد اثر یکسانی داشته باشد شاید به این دلیل آموزش و پرورش ما موفق نیست که طبایع را نمیشناسیم و نیاز هر فرد را نمیدانیم مثلا نیاز یک کودک گرم و خشک حرکت است و نمیتوان او را در کلاس نشاند (طالبی).
– یک الگوی ثابت تربیتی روی بچهها به لحاظ مزاج سنی شان اثر یکسانی دارد، اما به لحاظ مزاج جبلی شان متفاوت است تلافی نوغانی)
– اگر الگوی دینی و رعایت دستورات دینی باشد خودش اصلاح مزاج میکند. مزاجها نسبیاند، ولی چنین تربیتی نسبی نیست و بر مزاجها سیطره دارد چون معتقدیم روح بر بدن غلبه دارد (حسینیان).
– افراد مختلف با مزاجهای گوناگون نیاز دارند که کارهای تربیتی مختلفی بر آنها انجام شود تا به نتیجه برسد (رمضانی).
– خیر؛ روش آموزش و تدریس به افراد مختلف مهم است ولی در عمل امکان استفاده از الگوهای مختلف برای افراد گوناگون وجود ندارد (فرمهینی فراهانی)
– اثر یکسان ندارد؛ مثلا با شنیدن یک مطلب ،معین هر فرد با مزاجی که دارد، در وادی خاص خودش میرود و برداشت خودش را دارد .(اصفهانی)
– میزان علایق شخصی هر فرد است که میزان اثر بخشی الگو را تعیین میکند (بزم شاهی).
– حتما اثرات متفاوتی دارد و همین موضوع هم ضرورت آشنایی مربیان را با مزاج شناسی ایجاب میکند (طیبی).
– اگر ما تیپهای مزاجی را در نظر بگیریم ۲۶ گروه میشوند که آموزشها برای این ۲۶ گروه باید متناسب با خودشان باشد (شیخ روشندل).
– افراد مختلف با مزاجهای مختلف را نمیتوان برای یک کار یا یک شغل تعلیم و تربیت کرد. مثلا بلغمی برای شغل کارمندی خوب است و سوداوی برای اموری که نیاز به دقت بالا دارند (محمدیان).
– نمونه اش را در آموزش و پرورش رسمی میبینیم که یک الگو را اجرا میکنیم، اما جوابهای متفاوتی از افراد مختلف میگیریم اگر کلاس بندی بر اساس مزاج باشد عالی میشود (رستگار).
– رفتارهای والدین یا مربیان با بچهها باید متفاوت باشد و باید بدانند که مثلا اگر به یک بچه بگویند بنشین مینشیند و ناراحت هم نمیشود در حالی که اگر به یک بچه دیگر به همان شکل بگویند بسیار ناراحت میشود. من به معلمان میگویم که بر اساس شناختی که از بچهها دارید، آنها را در ذهن خود در چند گروه طبقه بندی کنید پرجنب و جوش خجالتی و… که بدانید با هر گروه چطور باید رفتار کنید (انصار بيور).
– امروزه در مدارس تربیت به این معنا که شکل بدهیم وجود ندارد، بلکه صرفاً تعلیم هست. تعلیم با به وجود آوردن جو امکانپذیر است تکرار مطلب به روشهای گوناگون جوی را برای متربیان به وجود میآورد که سبب میشود همه افراد با مزاجهای مختلف آن کار را انجام دهند (خیراندیش).
13. تأثیر آگاهی از ویژگیهای هر مزاج در متربیان در نوع برخوردها و انتظارات مربیان پرورشی (سوال پنجم پژوهش: آگاهی از ویژگیهای هر مزاج در متربیان، چه تاثیری در نوع برخوردها و انتظارات مربیان پرورشی دارد؟)
– وقتی مربی مزاج متربی را بداند، میداند که چه کاری را به او بسپارد که او لذت ببرد و انتظاراتش را متناسب با ویژگیهای او خواهد بود. همچنین وقتی که مزاج را بشناسد، اگر متربی صفراوی داشته باشد در زمان ناآرامی و عصبانیت صبر میکند تا او آرام شود و سپس روش تربیتی خود را بر او پیاده میکند تا اثر گذار باشد (محمدیان).
– برحسب ظرفیت افراد از آنها انتظار دارد (سبحانی نژاد).
– اگر مربی مزاج را بداند کلید کنترل بچهها را در دست دارد یعنی میداند در هر فرد چه روش تربیتی را به کار ببندد تا موثر باشد (شیخ روشندل).
– ریشه بسیاری از مشکلات مدارس ما عدم آشنایی معلمان و مربیان با مزاج است. اگر بداند علت جنب و جوش زیاد در برخی افراد مزاج ،آنهاست در این صورت به جای سرکوفت زدن به آنان مسئولیت میدهد که مدام در تکاپو باشند یا افرادی را که تحت تاثیر مزاجشان گند کار میکنند سرزنش نمیکند. در واقع مزاج شناسی سبب میشود که مربیان بتوانند متربیان را درک کنند و در رفتار آنان فوق العاده موثر است (تلافی نوغانی و بزم شاهی)
– اگر معلم مزاج را بشناسد درک میکند اگر یک دانش آموز ۲۰ میگیرد و دیگری نمیگیرد، او که ۲۰ نگرفته است حتما به این دلیل نیست که کمتر کار کرده است یا تنبل بوده است، بلکه شاید یادگیری اش دشوارتر باشد. معیار سنجش بچهها نباید یکی باشده یکی در ورزش بهتر است. دیگری درسش قویتر است. از یک بچه با مزاج سرد نباید توقعی در حد یک بچه گرم داشت. هر چند چارهای هم نیست و امتحانات برای همه یکجور است (اصفهانی و طیبی).
– دانستن مزاج در برخوردها، تصمیم گیری ها، تشویقها و تنبیه هایی که مربی دارد تاثیر میگذارد (فرمهینی فراهانی).
– سبب میشود مربی انتظارات متفاوتی از افراد مختلف داشته باشد و بداند با هرکس چطور برخورد کند (موسوی زاده نامدار و سرباز حسینی).
– خصوصیات افراد را درک خواهد کرد؛ مثلا معلم از یک فرد بلغمی انتظار سریع جواب دادن به درس را ندارد یک صفراوی به دلیل تحرک زیاد ممکن است در حرفش بپرد و با او برخورد نمیکند یا اینکه یک سوداوی کم حرف است و… (رمضانی).
– حتما تاثیر دارد. مثلا زمانی که متربی پرخاش میکند مربی سعی میکند در او آرامش ایجاد کند تا خشم او برطرف شود ولی اگر مزاج را نشناسد ممکن است با متربی بحث و جدل کند و این امر سبب تضاد عمیقتر میان آن دو میشود (حسینیان و طالبی).
– در صورت آگاهی راحتتر با متربیان ارتباط برقرار میکند و آنها یادگیری و آموزش بهتری خواهد داشت (سرداری).
– از یک طرف بحث قابلیت متربیان وجود دارد و از طرف دیگر بحث انتظارات مربیان که این انتظارات باید متناسب با قابلیتهای متربیان باشد. هر چه فرد گرمتر باشد قابلیت پذیرش در او بیشتر است، زیرا حرارت سبب انعطاف بیشتر است. پس هر چه گرمتر نرمتر و قابلیت تعلیم و تربیت بیشتر و هرچه سردتر سختتر و نفوذ پذیری کمتر گرما انعطاف دارد و رطوبت هم درک را بالا برد، بنابراین ما بیشترین انتظارات را از افراد گرم و تر داریم (زنده دل).
– دانستن مزاج در نوع نگرش والدین و مربیان از بچهها تاثیر زیادی دارد. مثلا از بچه هایی که حرارت مزاجی بالا دارند توقع نشستن را ندارند و هیچگاه آنان را با بچه هایی که آرام هستند مقایسه نمیکنند یا میدانند که فرد سرد مزاج نیاز به تمرین و تکرار دارد و زمان بیشتری برای یادگیری نیاز دارد (اسماعیلی صابر).
– سبب میشود براساس مزاج متربیان نوع تکالیفشان را تعیین کنند یا از همه آنان انتظار نداشته باشند در یک زمان معین درس را یاد بگیرند یا همه یک رشته را انتخاب کنند (خیراندیش).
– مربی همه جا از متربیانش انتظار دارد اخلاق مناسب داشته باشند زیرا اخلاق انسان براساس اختیار اوست. حالا اگر یک متربی مزاج تندی دارد و دیگری سرد است در هر صورت مربی انتظار دارد متربی اش متخلق به اخلاق باشد (فقیهی)
– باعث میشود که معلم یا مربی همه بچهها را به یک چشم نبیند و آنها را برحسب ویژگیهایشان طبقه بندی کند و در تربیت آنان حوصله داشته باشد. مثلا شیطنت یک گروه از بچهها را به پای بد بودنشان نمیگذارد نیاز نیست نوع آموزش فرق داشته باشد ولی برخورد مربی با بچهها متفاوت خواهد بود (انصاریپور)
– مسلما توقع یکسان از همه نخواهد داشت و بدین ترتیب بچهها سرخورده نمیشوند (با قدرت).
– مربیانی که با مزاج شناسی آشنایی دارند از هر کس به اندازه توانش انتظار دارند.(لا يكلف الله نفسا إلا وسعها) استعدادهای متربیان را میشناسند و آنان را در جهت علایق و استعدادشان پرورش میدهند تا اعتماد به نفس پیدا کنند و فرد موفقی در اجتماع شوند (اصغری و صادقیان).
– این آگاهی سبب میشود که معلم با مربی درک کند که واکنشهای مختلفی که متربی نشان میدهد بر اثر شرایط مزاجی اش هست یا شرایط تربیتی مثلا در فصل گرم بچههای گرم مزاج دچار تکانشهای روحی و خلقی میشوند؛ اگر مربی بداند که بخشی از این بدرفتاریها به شرایط مزاجی فرد بر میگردد بهتر میتواند با او کنار بیاید تا زمانی که تصور کند فرد از روی بی اعتنایی و نافرمانی بدرفتاری میکند. از طرفی با انتخاب نوع غذاء رنگ ،لباس، خواب، نوع موسیقی، عطرهای خاص و… به او در اصلاح رفتارهایش کمک میکند؛ در حالی که بدون این آگاهی ممکن است ناخواسته باعث خطرناکتر شدن این رفتارها در متربی شود (مرادی)
– اگر تربیت درست باشد باید انتظار یکسانی را از مزاجهای مختلف انتظار داشته باشیم. آموزش به افراد مختلف باید به شیوهها و شدتهای مختلف باشد اما در نهایت همه به هدف مورد نظر ما برسند (نجاتبخش).
نتیجهگیری
با توجه به یافتههای تحقیق میتوان چنین نتیجهگیری نمود:
نوع مزاج در مؤلفههای مختلفی از جمله حافظه، نظم و انضباط، تربیتپذیری، انرژی زیاد،تمرکز، هوش و یادگیری تأثیرگذار است. آگاهی مربیان از این نوع ویژگیها که تحت تأثیر مزاج متفاوت متربیان به وجود آمده است، باعث میشود که مربیان پرورشی برحسب علایق و سلیقه متربیان، در زمینه تعلیم و تربیت عمل نمایند، در واقع یک مربی به عنوان یک کسی که رسالت خطیر تعلیم و تربیت را برعهده دارد وظایفی دارد که شاید بتوان گفت که مهمترین آن شناخت متربیان یا افرادی است که کار تربیتی را روی آنها اجرا میکند. این شناخت به نوع نگرش و بینش مربی از سطح تواناییها، استعدادها و علایق متربی برمیگردد. برای داشتن چنین شناختی لازم است مربی علاوه بر داشتن آگاهی در مورد انسان و فطرت و نیازهای مادی و معنوی او، در مورد تفاوتهای فردی کودکان هم بداند. افراد از جهت استعداد و آمادگی ذهنی برای یادگیری دانش و حرفه با یکدیگر متفاوتند. هر فردی در زمینهای استعداد بیشتری نسبت به زمینههای دیگر دارد، اگر فرد در زمینهای که استعداد بیشتری دارد تربیت شود، سریعتر رشد کرده و به موفقیت بیشتری دست مییابد و این وظیفه مربی است که استعداد متربیاش را کشف و آن را شکوفا سازد. توجه به تواناییها و علایق متفاوت افراد در عرصه تعلیم و تربیت از جمله مهمترین اصول و قواعد تربیتی است که شناخت مزاج این امر را تسهیل مینماید. مربی در پرتو شناخت مزاج متربی قادر است در تعلیم و تربیت او مؤثرتر باشد، چرا که چنین شناختی درک صحیحتری به مربی از رفتارهای متربی میدهد و سبب میشود که او با در نظر داشتن ویژگیهای برآمده از مزاج متربی، انتظارات درستی از او داشته باشد.
فهرست منابع و مآخذ
- ابراهیمی دینانی، غلامحسین، 1399، قواعد کلی فلسفه در فلسفه اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، قم، چاپ هفتم.
- ابن سینا، حسین بن عبدالله، 1386، قانون در طب، ترجمه علیرضا مسعودی، کاشان، مرسل.
- ابن سینا، حسین بن عبدالله، 1387، النجاة من الغرق فی بحر الظلالات، تهران، دانشگاه تهران.
- ابن منظور، محمد بن مکرم، 1414ق، لسان العرب، چاپ سوم، بیروت، دارالفکر.
- ابن هندو، علی بن حسین، 1368، مفتاح الطب و منهاج الطلاب، تهران، مؤسسه مطالعات اسلامی و دانشگاه مک گیل.
- بصری، عمرو بن بحر، بیتا، الحیوان، شرح تحقیق عبدالسلام محمد هارون، مصر، مکتبة المصطفی.
- پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1388، آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت، زیرنظر علیرضا اعرافی، تهران، نشر سمت، چاپ سوم.
- جرجانی، اسماعیل بن حسن، 1383، اصول و مبانی نظری طب سنتی تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران.
- چغمینی، محمود بن محمد بن عمر، 1386، قانونچه در طب، ترجمه اسماعیل ناظم، تهران، نشر آبژ.
- خیراندیش، حسین، 1389، مزاج انواع، خلاصهای از مزاجشناسی از دیدگاه طب سنتی اسلامی، تهران، نشر دانش.
- روازاده، حسین، 1390، بهداشت تغذیه از دیدگاه حکمای پزشکی ایرانی، تهران، نشر طلایی پویندگان دانشگاه، چاپ پنجم.
- شاه ارزانی، میرمحمداکبر بن محمد، 1387، طب اکبری، قم، جلال الدین.
- صدیق، عیسی، 1334، جشننامه ابن سینا، نظریات ابن سینا در باب تعلیم و تربیت، تهران، انجمن آثار ملی.
- طوسی، نصیرالدین، 1326، اساس الاقتباس، تصحیح مدرس رضوی، تهران، نشر دانشگاه تهران.
- طوسی، نصیرالدین، 1369، اخلاق ناصری، تصحیح و توضیح مجتبی مینوی، تهران، نشر خوارزمی.
- عبدالأمیر، شمس الدین، 1988م، المذهب التربوی عند ابن سینا، بیروت، الشرکة العالمیة للکتاب.
- عقیلی خراسانی، حسین بن محمد، 1385، خلاصة الحکمة، قم، نشر اسماعیلیان.
- فارابی، محمد ابونصر، 1366، السیاسة المدنیة الملقب بمادیء الموجودات، تهران، نشر الزهراء.
- قطب الدین شیرازی، محمود بن مسعود، 1387ش، تحفة سعدیه، دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، چاپ اول.
- مسکویه، احمد بن محمد، 1371، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، قم، نشر بیدار.
- مسکویه، احمد بن محمد،1370ق، الهوامل والشوامل، قاهره، لجنه التألیف و النشر و الترجمة.
- مقدسی، ابوسلیمان، 1405، رسائل اخوان الصفاء، قم، مرکز النشر مکتب العلام الاسلامی.
- ناصری، محسن، و همکاران، 1392، مروری بر کلیات طب سنتی ایران، تهران، طب سنتی ایران، چاپ پنجم.
- هروی، احمد بن محمد، 1387، انواریه (ترجمه و شرح حکمة الاشراق سهروردی)، تهران، امیرکبیر.
- Rothbart,Mary K and Jones,Laura B, 1998, Temperament, Self-regulation and Education, School Psychology review, Vol 27,No 4
- Teglasi, Hedwig, cohn, andrea and meshbesher, Nicole ,2004, Temperament and learning disability, Learninig disability quarterly, Vol 27.
[1] . این سخن بر مذاق اطبا است و حکما سخن دیگری در این مقال دارند. (ابراهیمی دینانی، 1399، ج1، ص 156)
[2] . تعبیر به عنا صر شد نه به ارکان، چرا که عنا صر مربوط به مزاج و ارکان مربوط به اجزای شئ پس از تحقق مزاج است. (قطب الدین شیرازی، 1387، ج1، ص 75)
[3] . استادحکیم حسین خیراندیش؛ آقای دکتر محسن فرمهینی فراهانی؛ آقای دکتر مجید اصغری؛ آقای دکتر محمدمهدی اصفهانی؛ آقای دکتر محمد انصاری پور؛ آقای دکترعلی اصغر زنده دل؛ آقای غلامرضا رستگار؛ آقای دکتر حمیدرضا شیخ روشندل؛ آقای دکتر حسینیان؛ خانم طیبی؛ خانم رقیه کبیررضایی؛ آقای طالبی؛ خانم مطهره باقدرت؛ آقای علی اکبر صادقیان؛ خانم زهرابزم شاهی؛ خانم سمیرا محمدیان؛ آقای دکتر علی معصوم نیا؛ آقای غلامرضا حسینی؛ آقای دکتر حسن نامدار؛ خانم دکتر الهام عمارتکار؛ آقای دکتر حسین مرادی دهنوی؛ خانم دکتر سمانه رمضانی؛ خانم دکتر فاطمه نجاتبخش؛ آقای دکتر سید عبدالعلی موسوی زاده؛ آقای دکتر سعید سرداری؛ آقای دکتر سید سعید اسماعیلی صابر؛ آقای دکتر مجید تلافی نوغانی؛ آقای دکتر علی نقی فقیهی؛ آقای دکتر مهدی سبحانی نژاد؛ خانم دکتر زهرا سربازحسینی.